اسكندر بيگ تركمان

859

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

الله قلى بيك مذكور اگر چه مرد كارآمدنى بود اما بغايت دنيا پرست و بجمع مال و بسيارى ملك و عقار حريص بود چنانچه متملكات و ما يعرف او به بيست هزار تومان رسيده بود و از بيم آنكه مبادا تزلزل باحوالش راه يافته او و اولادش تمتعى از آن نيابند به خيال تباه و انديشهاى باطل افتاده همانا بامر شد [ 608 ] و ولى نعمت بددل شده بود و مالى كه دل در آن بسته بسبب آن بد دل شده بود بدفعات بحصول موصول گشته بغازيان و ارباب اخلاص قسمت يافت چون سياست و قلع و قمع سلسله او در خاطر حق گزين رسوخ يافته بود ديده‌هاى بدبين او و پسرانش را از ديدن عاطل ساخته بالاخره عبرة للمنافقين در زير چوب محصلان كشته گرديد . شعر هست آئين دو بينى ز هوس * قبلهء عشق يكى باشد و بس با اينهمه جمع مال و افزونى ضياع و عقار كه سرمايه كفران نعمت و نمكحرامى كرده بباد بينيازى رفته از نتايج بىاخلاصى بهره نيافتند و اصلا آثار خيرى ازو بظهور نرسيد آرى بيت با ولى نعمت ار برون آئى * گر سپهرى كه سرنگون آئى و هم در اين سال عيسى خان ولد سيد بيك بن معصوم بيك صفوى كه برتبهء والاى مصاهرت اشرف سزاوار است از مرتبهء يوزباشيگرى بدرجهء بلند ايالت ترقى نموده بود منصب رفيع القدر قورچى - باشيگرى به دو تفويض يافت و الحق جوان خليق آدمى است باوصاف حميده آراسته و بفهم و فطرت و اخلاق حسنه پيراسته شايستهء دولت و سزاوار بزرگى است . متوفىها : كه در اين سال سفر عالم بقا اختيار نمودند : فوت نور محمد خان اوزبك نور محمد خان اوزبك ولد ابو المحمد - خان بن دين محمد خان الوش خان كه از نژاد شيبان بن جوجى بن چنگيز - خان بود و همچنانچه سبق ذكر يافته در دار الملك شيراز اقامت داشت و در ظلال رأفت و عاطفت شاهانه روزگارى بفراغت و عاقبت ميگذرانيد و هر روز يك تومان زر شاهى عراقى بخرج اليوم او شفقت شده بود در اين سال جهان فانى را وداع نموده در دار الملك آخرت منزل گزيد . ديگرى از متوفىها افضل الفقهاء و المجتهدين فى زمانه مولانا عبد اللّه شوشترى است كه چند سال بود از نجف اشرف بديار عجم آمده در دارالسلطنه اقامت داشت و همواره انوار توجه و التفات شاهانه فوت مولانا عبدالله شوشترى بر وجنات احوالش يافته معزز و گرامى بود در روز جمعهء بيست و چهارم شهر محرم الحرام اندك عارضه برو طارى گشته در روز شنبه مير محمد باقر داماد و شيخ لطف اللّه ميسى عاملى كه مدتى بود بجهة مباحثات علمى و مسائل اجتهادى فيما بين غبار نقارى ارتفاع يافته بود بعيادت او رفتند جناب مولانا با اين هر دو بزرگوار معانقه كرده در كمال شكفتگى صحبت داشت شب يكشنبه بيست و ششم قريب بصبح بعد از اقامت صلوة الليل و نوافل بيرون